تبليغاتX
كشكول نيم بها
سروش: صدای مردم صدای خدا است، آیا صدای خدا را نمی شنوید؟
 عذر موجه
مشغول به پروژه اي در شهرستان هستم كه بايد به مانند فيل كار كنم.

|+| نوشته شده توسط محمد زاهدي فر در دوشنبه پنجم دی 1390  |
 هر دم از اين باغ بري مي رسد


سگ زرد برادر شغال است.

اين را كسي به صورت كنايه به يك خبرنگار گفت كه بالاترين مرجع رسيدگي به حقوق بشر _ آن هم از نوع اسلامي اش _ در ايران اسلامي است.

كلامش كه ضد حقوق بشر است. عمل او و هم فكرانش را خودتان حدس بزنيد.

رهبري مملكت كه در چند نوبت اسرائيل را سگ خطاب كرد.

رئيس جمهور هم كه اوباما را بزغاله و گوساله مي داند.

در اين ميان عبارت سگ زرد برادر شغال را كم داشتيم كه آن هم بحمدالله جور شد.

به به و چه چه كه چه چهره زيبايي از اسلام داريم!

جناب لاريجاني! طرف حضرت عالي يك بشر بود حال مي خواهد خبرنگار بي بي سي باشد يا هر كس ديگر.

حضرت عالي چون با او مخالف بوديد به خود اجازه افاضه چنان كلام سخيفي را داديد.

شكي نيست كه حضرت عالي نيز مخالفيني داريد. آيا حضرت عالي نيز به مخالفين خود اجازه مي دهيد چنان تعابيري كه زشت نمي دانيد را در برابرتان به كار برند؟

جناب لاريجاني! مرحوم پدرتان ميرزا هاشم آملي را مي شناسم. اهل منقول بود و معقول. به طوري كه در سيزده ساله گي اسفار مي خواند. ولي حضزت عالي را نمي دام. نمي دانم تا چه ميزان سخنان عاقل جماعت را به جان نيوشيده ايد. ولي لازم است بدانيد گفته اي داريم كه بين المللي بوده و از عقلاي عالم منقول است كه: آن چه را براي خود نمي پسندي براي ديگران هم مپسند.

به اميد روزي كه عقل و عاقل به جاي فقه و فقيه حكم براند.

|+| نوشته شده توسط محمد زاهدي فر در چهارشنبه دوم آذر 1390  |
 نوش دارو پس از مرگ سهراب
با دستور رئيس قوه قضائيه:

محسني اژه اي و ذوالقدر مأمور پيش گيري جرائم انتخاباتي شدند.


نوش دارو پس از مرگ سهراب كه مي گويند يعني اين.

برخي آقايان چه دير از خواب گران بيدار مي شوند.

به هر حال مبارك است ان شاءالله. ماهي را هر وقت از آب بگيريم تازه است.



|+| نوشته شده توسط محمد زاهدي فر در چهارشنبه دوم آذر 1390  |
 دختران بخوانند
به دختران ايراني توصيه مي كنم اين قدر ناز و كرشمه نيامده و طاقچه بالا نگذاشته و هر چه زودتر عنان عاقبت خويش را به دست مبارك و پربركت شوهر بسپارند.

چرا كه هيچ بعيد نيست در آينده اي نه چندان دور واردات دختر چيني آن هم با تعرفه گمركي نزديك به صفر داشته باشيم.

آن وقت است كه هلو برو تو گلو.

آن وقت است كه ترشيده و از بي شوهري دو دستي بر سر كوفته و انگشت حسرت خواهيد گزيد.

از ما گفتن بود. خود دانيد.


يكي از ايراداتي كه آقايان به رژيم شاه مي گرفتند اين بود كه همه كالاها از خارج وارد مي شد.

پرسش بنده اين است كه مگر همين حالا به همان گونه نيست؟ مگر همين حالا همه كالاهاي مان را از دوست و برادر هسته اي مان نمي گيريم. اگر نه، پس اين همه آه و ناله توليد كننده گان داخلي از براي چيست؟

اصلا فكرش را هم نمي كردم تسبيحي كه با آن ذكر مي گوييم و قرآني كه مايه شفاي دل مسلمانان است را از كشوري كمونيست وارد كنيم.



|+| نوشته شده توسط محمد زاهدي فر در چهارشنبه دوم آذر 1390  |
 اگر راست مي گويند . . .
همه عرض بنده اين است كه فقط نيم ساعت، فقط نيم ساعت به دكتر سروش اجازه دهند كه در تلويزيون سخن بگويد.

بعد در ازاي آن نيم ساعت، ده ساعت به حوزه علميه قم وقت بدهند كه پاسخ آن نيم ساعت را بدهند.

بعد به دكتر سروش نيم ساعت وقت بدهند كه پاسخ آن ده ساعت را بدهد.

و همين طور الي آخر ، در ازاي هر نيم ساعت، ده ساعت.

آن وقت معلوم خواهد شد مردم چه را مي پسندند و چه را نمي پسندند.

اين گونه نباشد كه از تلويزيون فقط يك فكر ديده و شنيده شود بعد بگويند مردم فكر ما را مي پسندند.

پسند مردم آن وقت نمايان مي شود كه از تلويزيون ديگر صداها نيز شنيده شود نه فقط صداي آقا و هر آن چه در آن راستا باشد.

آقايان به خوبي تجربه كرده اند كه وقتي سروش اجازه سخن گفتن داشت چه بلايي بر سر آنان آورد.

تازه آن سخنان از تلويزيون نبود. يا يك سخنراني در دانشگاه بود يا مصاحبه اي در روزنامه.

آقا! خانم! جلوي چشم ها و گوش هاي ما را بسته اند و مي گويند هيچ چيز نيست فقط ماييم.

با ماهواره و برخورد و سايت ها را فيلتر مي كنند كه چه؟ كه تو بايد فقط حرف ما را بشنوي و لا غير.

 تو بايد فقط حرف آقايان خميني و خامنه اي و هر آن چه در آن راستا باشد را شنيده و قبول و عمل كني و لا غير.

در نتيجه آن گونه بيانديشي كه ما مي خواهيم.

آقا! خانم!  دارند سرنا را از سر گشادش مي زنند. دارند آب در هاون مي كوبند.

در اين ميان اولين چيزي كه ضربه خواهند ديد دين خواهد بود.

 مگر نمي بينيد دست بوسي ها و بت تراشي ها در دين پر رنگ و تعقل در دين كم رنگ شده است.

مگر نمي بينيد كه از معيشت و قدرت شان دفاع مي كنند ولي فكر مي كنند دارند از دين دفاع مي كنند.

اي كاش صدا و سيماي ملي بود. اي كاش!

|+| نوشته شده توسط محمد زاهدي فر در دوشنبه سی ام آبان 1390  |
 ايران مهد آزادي است
ايران مهد آزادي است.

در ايران كرسي هاي آزادانديشي بر پا است.

همه آزادند كه روي كرسي بنشينند و آزادانه بيانديشند و از انديشه شان بگويند.

فقط يك شرط كوچك دارد و آن اين كه گفته ها و انديشه ها بايد در راستاي منويات حضرت آقا باشد.

همه ما آزاديم كه در راستاي منويات حضرت آقا بيانديشيم و سخن بگوييم.

ايران كشوري آزاد است. در ايران ديكتاتوري وجود ندارد.

ما در ايران رسانه ملي داريم.

از هر نوع طرز تفكر موجود در ملت، نماينده اي در رسانه ملي سخن مي گويد.

اين جا است كه بايد به روح پرفتوح مرحوم خميني درود فرستاد و خداي را سپاس گفت كه در كشور امام زمان زيست مي كنيم.

خوشا به حال ما ايرانيان!


|+| نوشته شده توسط محمد زاهدي فر در دوشنبه بیست و سوم آبان 1390  |
 بهشت به ضرب چماق
اگر كسي چماق به دست بگيرد و مردم را به ضرب زور به خانه خود بكشاند و به آن ها چلوكباب و نوشيدني خنك بدهد شما به او چه خواهيد گفت؟

حكايت آن بنده خدا حكايت حضرات ما است كه مي خواهند مردم را به زور به بهشت ببرند!

به زور مي خواهند به مردم بفهمانند كه فلاني نائب برحق امام زمان است و اگر مي خواهيد به بهشت برويد بايد از او اطاعت بي چون و چرا كنيد!

|+| نوشته شده توسط محمد زاهدي فر در دوشنبه بیست و سوم آبان 1390  |
 دين را پاکيزه نگاه داريم
دكتر سروش: ما خودمان را با آب مي شوييم، ولي آب را هم بايد پاکيزه نگاه داشت؛ ما خودمان را با دين مي شوييم،  اما دين را هم بايد پاکيزه نگاه داريم. دين مي تواند آلوده بشود و با آلوده شدنش، جهاني را به آلودگي بکشاند.

|+| نوشته شده توسط محمد زاهدي فر در دوشنبه بیست و سوم آبان 1390  |
 چيستان
عجائب خلقتي ديدم در اين دشت كه زماني به قراني يا توماني روضه اي خوانده و مي رفتند ولي حالا بر همه امور مسلط گشته اند.
|+| نوشته شده توسط محمد زاهدي فر در دوشنبه بیست و سوم آبان 1390  |
 كدام فضاي باز؟
ما مي گوييم در كشور ديكتاتوري حاكم است، فضا بسته است و كسي نمي تواند اشتباهات حضرت آقا را بگويد.

آن وقت آقايان نتيجه مي گيرند كه چون اشتباهي گفته نمي شود پس لابد حضرت آقا اشتباهي ندارد.

كدام فضاي باز؟ مي بينيم كه اگر كسي كوچك ترين حرفي بزند اعضاي حزب خدا! به صورت خودجوش! مغول وار به دفترش يورش مي برند و مي درند.


|+| نوشته شده توسط محمد زاهدي فر در دوشنبه بیست و سوم آبان 1390  |
 روزي شرايط تغيير خواهد كرد
فرض بگيريم شرايطي را كه صدا و سيما واقعا ملي باشد و كساني چون سروش و خاتمي و مجتهد شبستري مانند آقاي ازغدي حق داشتند هفته اي يك ساعت در تلويزيون سخن بگويند. آيا در چنان شرايطي نيز اوضاع مملكت اين طور به نفع آقايان بود؟ مسلما نه.
شك ندارم كه روزي شرايط تغيير خواهد كرد و اوضاع مملكت بدين گونه نخواهد ماند.

|+| نوشته شده توسط محمد زاهدي فر در دوشنبه بیست و سوم آبان 1390  |
 عجبا!

در مشهد ما ائمه معصومين(ع) مظلوم واقع شده اند.

مثلا خيابان هاي مركز شهر و اطراف حرم: خيابان شهيد نواب صفوي، خيابان شهيد اندرزگو، خيابان شهيد هاشمي نژاد، خيابان شهيد ديالمه، خيابان آيت الله شيرازي، خيابان شيخ  طبرسي، خيابان آيت الله بهجت، خيابان آيت الله عبادي.

ولي وقتي به حومه شهر مي رويم: ميدان امام حسين(ع)، ميدان امام علي(ع)، ميدان امام حسن(ع).

مثلا خياباني به نام رئيس مذهب مان امام صادق(ع) نداريم.

نام امام جمعه فوت شده شهر را بر يك خيابان مهم و طولاني در مركز شهر نهاده اند ولي خياباني به نام پيامبرمان نداريم.

اين ها نشان دهنده ميزان اهميت موضوعات مختلف در حكومت اسلامي است.

|+| نوشته شده توسط محمد زاهدي فر در یکشنبه بیست و دوم آبان 1390  |
 شوخي با خدا
خدايا گناهان ما را ناديده بگير همان طور كه دعاهاي ما را نشنيده مي گيري!

خدايا ما حوصله نداريم، خودت راه راست را به طرف ما كج كن!

|+| نوشته شده توسط محمد زاهدي فر در یکشنبه بیست و دوم آبان 1390  |
 من هستم
آلبر كامو:

من اعتراض مي كنم، پس هستم.

|+| نوشته شده توسط محمد زاهدي فر در یکشنبه بیست و دوم آبان 1390  |
 يك راه حل اسلامي براي حل معضلات جامعه
دكتر شريعتي:

چند سال پيش در مشهد، خواستند دور حرم امام، فلكه درست كنند، يك خيابان دايره مانند، اما چون بسياري از مدارس و مساجد و اماكن قديمه يا مذهبي خراب مي شد، رضايت نمي دادند.

آن وقت ناگهان، روايتي از قول امام زمان روئيد! كه: " يبني حول قبر جدي سوق مدور يقال له فلكه!! " ( پيرامون قبر جدم بازار دايره مانندي بنا مي شود به نام فلكه ! ) آن گاه، همه معترضين، براي ساختن " فلكه " به دست و پا افتادند، تا در تحقق بخشيدن به اين پيش بيني، ثواب بيشتري ببرند!

اسلام شناسي(1)، ص193، جلد شانزدهم از مجموعه آثار

|+| نوشته شده توسط محمد زاهدي فر در یکشنبه بیست و دوم آبان 1390  |
 عینیت
ماده را نیاز به مکان می افتد. سؤال پیش می آید که خداوند مجموعه اين مواد _ که عالم ماده باشد _ را در کجا آفريد؟

اگر قائل باشيم كه در يك مكاني آفريد آن وقت سؤال پيش مي آيد كه آن مكان را در كجا آفريد؟
و اگر قائل باشيم كه آن مكان را در مكان ديگري آفريد آن وقت سؤال پيش مي آيد آن مكان ديگر را در كجا آفريد؟

مي بينيم كه اين بحث وارد تسلسل مي شود. مگر اين كه قائل شويم آن مكان ديگر خالق ديگري دارد كه باز همين سؤال در مورد آن خالق ديگر پيش مي آيد.

شاید گفته شود کجایی و مکانی بودن در درون عالم ماده معنا پیدا می کند.

عرض می شود وقتی می گوییم خداوند عالم ماده را آفرید به این معنا است که خداوند از وقتی به بعد این عالم را آفرید. سؤال این جا است که قبل از آن وقت به جای این عالم چه بود؟

شاید گفته شود عدم بود.

اين كه مي گويند: " عدم بود " يك تناقض است. عدم بود يعني " عدم وجود داشت ". اگر عدم وجود داشت كه مي شد وجود، نمي شد عدم.

به هر حال ناچاریم بگوییم که وجود بود. حال سؤال پیش می آید که آن وجود را در کجا آفرید؟
خلاصه این که چاره اي نيست جز اين كه بگوييم خدا اين عالم ماده را در خود آفريد.

حال خدا اين عالم ماده را از چه آفريد؟

اگر بگوييم از چيزي آفريد سؤال پيش مي آيد كه آن چيز را از چه آفريد؟ و باز دوباره دچار تسلسل مي شويم.

شاید گفته شود عدم بود، گفت بشو! شد. که این هم نمی شود چرا که عرض کردم تناقض است که بگوییم عدم وجود داشت.

حال اگر کسی مصر باشد که " عدم بود. " عرض می شود: بسیار خوب! عدم بود. ولی این بودن عدم نیاز به خالق دارد که این بودن عدم را تأمین کند. یا باید قائل به خالق دیگری برای عدم باشیم یا برای خدا جنبه عدمی قائل باشیم چرا که " فاقد شیء، معطی شیء نتواند بود ".

و باز مجبوريم بگوييم که خداوند اين عالم ماده را از خود آفريد.

نتيجه اين مي شود كه همه چيز با او عينيت دارد.

عرايض بنده اشكالاتي دارد كه آن اشكالات ضروري است چرا كه بنده دچار ضيق لفظ هستم و چاره اي ندارم. ( معاني هرگز اندر حرف نايد / كه بحر قلزم اندر ظرف نايد )

اصل مطلب را اگر بخواهيد اصلا آفرينشي در كار نيست. همه چيز او است. او بود و او هست و او خواهد بود.

" هو الاول و الاخر و الظاهر و الباطن  "

همه چيز او است.

" هو الظاهر " معنايش اين نيست كه او، ظاهر است، معنايش اين است كه ظاهر، او است. و هم چنين هو الباطن. بحث اين هماني است نه صفت و موصوف.

اي تفو بر اين لفظ كه اين قدر تنگ است.

حال شما خواننده گان گرامي اين نوشتار.

فرض بگيريد اين نوشته همه اش كفريات است. بد نيست گاهي كفريات نيز به گوش تان برسد. " تعرف الاشياء بأضدادها  ". ايمان را از روي كفريات بشناسيد.

تقاضاي فهم ندارم. تقاضاي شك دارم. تقاضاي تأمل دارم.

|+| نوشته شده توسط محمد زاهدي فر در دوشنبه شانزدهم آبان 1390  |
 حکم حکومتی
مي گويند در مقابل حكم حكومتي نبايد چون و چرا كرد.

آيا واقعا ائمه معصومين ما نيز اين گونه بوده اند؟ يعني به كسي اجازه چون و چرا نمي دادند؟

اگر واقعا آن بزرگواران اين گونه بوده اند بنده به راحتی عرض می کنم از این پس به امامت آن ها اعتقادي نخواهم داشت. ( ولی یقین دارم که این گونه نبوده اند )

آيه اي از قرآن داريم كه مي فرمايد: " رسلا مبشرین و منذرین لئلا یكون للناس على الله حجة بعد الرسل "

معناي ضمني آيه اين است كه خداوند به انسان حق داده كه در مقابل او حجت آورده و چون و چرا كند. و براي اين كه انسان حجتي نداشته باشد ارسال رسل فرموده است، چرا که می داند انسان موجودی است که چون و چرا کرده و حجت می آورد.

ما خداي ديكتاتور را نمي پسنديم دیگران حساب کار خود را بکنند.

|+| نوشته شده توسط محمد زاهدي فر در پنجشنبه پنجم آبان 1390  |
 بهترین روز زندگی
الحمدلله الذي وهب لي على الكبر إسماعيل و إسحاق إن ربي لسميع الدعاء


دی نه پری، بهترین روز زندگی ام بود و هست.

روزی که پس از نه سال تنهایی پدر شدم.

خدایا سپاس!

سپاس که سرشار و لبریزم کردی!

نفسی دوباره دمیدی!

شادی ام را از تو دارم ای خدا!


آه یادم رفت بگویم دارای دو قلو شده ام.

این زهرا خانم است:

 

آقا سروش هنوز بیمارستان است.


این هم آقا سروش:

 از همه دوستان که شادباش گفتند سپاس گزارم فراوان.




|+| نوشته شده توسط محمد زاهدي فر در جمعه بیست و نهم مهر 1390  |
 انسان فهمیده


هرگز از کسی که همیشه با من موافق بود چیزی یاد نگرفتم. ( دکتر علی شریعتی )

|+| نوشته شده توسط محمد زاهدي فر در یکشنبه بیست و چهارم مهر 1390  |
 فاحشه خانه


کارگردان سریال حضرت یوسف و اصحاب کهف: سینمای ایران فاحشه خانه است.




عذر می خواهم آقای سلحشور! شما در این فاحشه خانه به دنبال چه هستید؟

|+| نوشته شده توسط محمد زاهدي فر در یکشنبه بیست و چهارم مهر 1390  |
 قدرت حق

بنازم قدرت پروردگار را که جای حق نشسته است.

کسی کسانی را به دزدی متهم ساخت.

بزرگترین دزدی در دولت خودش اتفاق افتاد.


|+| نوشته شده توسط محمد زاهدي فر در یکشنبه بیست و چهارم مهر 1390  |
 سلامت و عافیت


آقای خامنه ای در جمع بسیجیان کرمانشاه:

 بايد نگاه كنيم ببينيم اين ناهنجارى‌ها به سمت سلامت يافتن و عافيت يافتن است يا نه.



بله! به سمت سلامت یافتن و عافیت یافتن است.

بعد از سی و سال اختلاس نداریم. گرانی نداریم. نرخ تورم پایین است.


|+| نوشته شده توسط محمد زاهدي فر در یکشنبه بیست و چهارم مهر 1390  |
 وقتی یک ساله بودم

|+| نوشته شده توسط محمد زاهدي فر در شنبه بیست و سوم مهر 1390  |
 ما هنوز نفهمیده ایم سه هزار میلیار یعنی چه قدر؟

ماشین حساب کامپیوترم را باز کردم.

حساب کردم اگر کورش سالی یک میلیارد و دویست میلیون تومان پس انداز می کرد پس از دو هزار و پانصد سال صاحب سه هزار میلیارد تومان پول می شد.


|+| نوشته شده توسط محمد زاهدي فر در شنبه بیست و سوم مهر 1390  |
 اسکیمو و کشیش

اسكيمو: اگر من چيزي درباره خدا و گناه ندانم آيا باز هم به جهنم مي روم؟

كشيش: نه، اگر نداني نمي روي.

اسكيمو: پس چرا مي خواهي اين ها را به من بگويي؟

|+| نوشته شده توسط محمد زاهدي فر در جمعه بیست و دوم مهر 1390  |
 پیامبری و آموزگاری
پیامبر از تجربه ها نمی گوید.

پیامبر تجربه کردن می آموزد.

پیامبر از شناخته ها نمی گوید.

پیامبر شناختن می آموزد.

پیامبر از چشیدن ها نمی گوید.

پیامبر چشیدن می آموزد.

پیامبر شبه انسانی که خود را شبیه انسانی دیگر می کند را نمی پسندد.

پیامبر می گوید خودت انسان باش.

ما باید بشویم.

بحث تقلید نیست.

بحث شدن است.

پیامبر دست ما را می گیرد که راه رفتن بیاموزیم. که روزی خود به پای خود راه برویم.

ما عروسک خیمه شب بازی نیستیم.


|+| نوشته شده توسط محمد زاهدي فر در جمعه بیست و دوم مهر 1390  |
 این جا ایران است

آقای نیروی انتظامی! این جا ایران است.


|+| نوشته شده توسط محمد زاهدي فر در جمعه بیست و دوم مهر 1390  |
 عکس
این عکس متعلق به زمانی است که ما نمی دانستیم اختلاس یعنی چه.

|+| نوشته شده توسط محمد زاهدي فر در چهارشنبه بیستم مهر 1390  |
 خدا دیکتاتور نیست
همه عرض بنده این است:

در ایران باید دموکراسی حکم فرما باشد.

یعنی مردم ایران باید بر مردم ایران حکومت کند.

و البته مردم ایران به روش خود بر خود حکومت خواهند کرد نه به روش مردم آمریکا.

آن چه بنده می بینم حکومت یک شخص بر مردم ایران است.

می گویند: آن چه او می گوید گفته خدا است. لذا خدا بر مردم حکومت می کند.

عرض بنده این است: اگر مردم ایران گفته خدا را بپذیرند خود آن را به کار خواهند بست و اگر نپذیرند کسی نمی تواند آن را بر مردم تحمیل کند. و اگر تحمیل کند این آخر دیکتاتوری است. و خدا نه خود دیکتاتور است و نه نماینده دیکتاتور می پذیرد.


|+| نوشته شده توسط محمد زاهدي فر در چهارشنبه بیستم مهر 1390  |
 یک جمله و هزاران معنی و اندرز

دیروز همسایه ام از گرسنگی مرد ، در عزایش گوسفندها سر بریدند ( شریعتی )

|+| نوشته شده توسط محمد زاهدي فر در چهارشنبه بیستم مهر 1390  |
 
 
بالا